حديث1- رفاه مردم در عصر امام زمان :
|
ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود : يكون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنين و الافثمان و الافتسع يتنعم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر يرسل السماء عليهم مدراراً و الا تدخر الارض شيئاً من نباتها . مهدى از ميان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت يا هشت يا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمايند كه قبل از وى هيچ بّر و فاجرى بدان نرسيده باشند، آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمين از روئيدنيهاى خود چيزى فرو گذار نمى كند. |
|
ابوسعيد مى گويد پيغمبر فرمود: تملاء الارض ظلماً و جوراً فيقوم رجل من عترتى فيملاءها قسطاً و عدلاً يملك سبعاً او تسعاً . زمين پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قيام كند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت يا نه سال سلطنت نمايد. |
حديث3:
|
و باز نقل كرده كه پيغمبر(ص) فرموده : لا تنقضى الساعة حتى يملك الارض رجل من اهل بيتى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً يملك سبع سنين . قيامت منقضى نخواهد شد تا اين كه مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و او زمين را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است . |
حديث4- مهدى فرزند فاطمه زهرا (س) :
|
از امام زين العابدين و آن حضرت از پدرش روايت نموده كه پيامبر اكرم (ص) به فاطمه زهرا (س) فرموده : المهدى من ولدك . ( مهدى از فرزندان تو است ). |
جواد | 18:15 - یکشنبه دهم آبان 1388

جواد | 16:36 - پنجشنبه هفتم آبان 1388
جواد | 9:2 - سه شنبه بیست و یکم مهر 1388
از "ژاکلين ذکرياي ثاني" تا "زهرا علمدار"
من ژاکلين ذکرياي ثاني هستم. دوست دارم اسمم زهرا باشه. من از يه خانواده مسيحي هستم و از اسلام اطلاعات کمي دارم. وقتي وارد دبيرستان شدم از لحاظ پوشش و حجاب وضعيت مطلوبي نداشتم که بر مي گشت به فرهنگ زندگيمون. توي کلاس ما يک دختر بود به اسم مريم که حافظ 18 جزء از قرآن مجيد بود، بسيجي بود و از شاگردان ممتاز مدرسه. مي خواستم هر طوري شده با اون دوست بشم.
.... اون روز سه شنبه بود و توي نماز خانه مدرسه مون دعاي توسل برگزار مي شد، من توي حياط مدرسه داشتم قدم مي زدم که يه دفعه کسي از پشت سر، چشماي من رو گرفت. دستهاش رو که از روي چشمام برداشت، از تعجب خشکم زد. بله! مريم بود که اظهار محبت و دوستي مي کرد. خيلي خوشحال شدم. اون پيشنهاد کرد که با هم به دعاي توسل بريم. اول برايم عجيب بود ولي خودم هم خيلي مايل بودم که ببينم تو اين مجلسها چي مي گذره. وارد مجلس که شديم ديدم دارند دعا مي خوانند و همه گريه مي کنند، من هم که چيزي بلد نبودم نشستم يه گوشه؛ ولي ناخواسته از چشمام اشک سرازير شد. از اون روز به بعد من و مريم با هم به مدرسه مي رفتيم، چون مسيرمون يکي بود، هر روز چيز بيشتري ياد مي گرفتم. اولين چيزي که ياد گرفتم، حجاب بود. با راهنمايهاي اون به فکر افتادم که در مورد دين اسلام مطالعه و تحقيق بيشتري کنم. هر روز که مي گذشت بيش از پيش به اسلام علاقه مند مي شدم. مريم همراه کتاب هاي اسلامي، عکس شهدا و وصيتنامه هاشون را برام مي آورد و با هم مي خونديم، اين طوري راه زندگي کردن را يادم مي داد. مي تونم بگم هر هفته با شش شهيد آشنا مي شدم.
... اواخر اسفند 1377بود که براي سفر به جنوب ثبت نام مي کردند. مدتي بود که يکي از کليه هام به شدت عفونت کرده بود و حتما بايد عمل مي شد. مريم خيلي اصرار کرد که همراه اونا به مناطق جنگي برم، به پدر و مادرم گفتم ولي اونا مخالفت کردند. دو روز اعتصاب غذا کردم ولي فايده اي نداشت. 28 اسفند ساعت 3 نصف شب بود که يادم اومد که مريم گفته بود ما برا حل مشکلاتمون دعاي توسل مي خونيم. منم قصد کردم که دعاي توسل بخونم .شروع کردم به خوندن، نمي دونم تو کدوم قسمت دعا بودم که خوابم برد! تو خواب ديدم که تو بيابون برهوتي ايستاده ام، دم غروب بود. مردي به طرفم اومد و گفت: «زهرا بيا.....بيا.....مي خوام چيزي نشونت بدم». دنبالش راه افتادم. تو نقطه اي از زمين چاله اي بود که اشاره کرد به اون داخل بشم، اون پائين جاي عجيبي بود. يه سالن بزرگ با ديوارهاي بلند و سفيد که از اونا نور آبي رنگ مي تراويد، پر از عکس شهدا و آخر آنها هم يه عکس از آقاي خامنه اي. به عکس ها که نگاه مي کردم احساس کردم که دارند با من حرف مي زنند ولي چيزي نمي فهميدم . آقا هم شروع کرد به حرف زدن، فرمود: «شهدا يه سوزي داشتند که همين سوزشان اونا را به مقام شهادت رسوند، مثل شهيد جهان آرا، شهيد باکري، شهيد همت و علمدار....»
پرسيدم: علمدار کيه؟ چون اسمش به گوشم نخورده بود. آقا فرمود: «علمدار همونيه که پيش توست. هموني که ضمانت تو رو کرده تا به جنوب بيايي.» از خواب پريدم. صبح به پدرم گفتم فقط به شرطي صبحانه مي خورم که بگذاري به جنوب برم، او هم اجازه داد. خيلي تعجب کردم که چطور يه دفعه راضي شد. هنگام ثبت نام براي سفر، با اسم مستعار "زهرا علمدار" خودم رو معرفي کردم. اول فروردين 78 همراه بسيجيان عازم جنوب شدم. نوار شهيد علمدار رو از نوار فروشي کنار حرم امام خميني(ره) خريدم و هر چه اين نوار رو گوش مي دادم بيشتر متوجه مي شدم که چي مي گفت. در طي ده روز سفري که داشتم تازه فهميدم که اسلام چه دين شريفيه. وقتي بچه ها نماز جماعت مي خوندند من يه کنار مي نشستم زانوهام رو بغل مي گرفتم و به حال بد خود گريه مي کردم. به شلمچه که رسيديم خيلي با صفا بود. نگفتم، مريم خواهر سه شهيد بود. دو تا از برادرهاش تو شلمچه شهيد شده بودند. با اون رفتم گوشه اي نشستم و اون شروع کرد به خوندن زيارت عاشورا. يه لحظه احساس کردم شهدا دور ما جمع شده اند و دارند زيارت عاشورا مي خونند. اونجا بود که حالم خيلي منقلب شد و از هوش رفتم. فرداي اون روز، عيد قربان بود و قرار بود آقاي خامنه اي به شلمچه بياد. ساعت حدود 5/11بود که آقا اومد. چه خبر شد شلمچه! همه بي اختيار گريه مي کردند. با ديدن آقا تمام نگراني ام به آرامش تبديل شد. چون مي ديدم که خوابم داره به درستي تعبير مي شه.

خلاصه پس از اينکه از جنوب برگشتم تمام شک هام تبديل به يقين شد، اون موقع بود که از مريم خواستم طريقه ي اسلام آوردن رو به من ياد بده. اون هم خوشحال شد. بعد از اينکه شهادتين رو گفتم يه حال ديگه اي داشتم. احساس مي کردم مثل مريم و دوستانش شده ام. من هم مسلمان شده بودم. فقط اين رو بگم که همه اعمال مسلمان بودن رو مخفيانه بجا مي آوردم. لطف خدا هم شامل حالم شد و کليه هايم به کلي خوب شد....
منبع:
نشریه فکه
http://mazarshohada.parsiblog.com/-368172.htm
جواد | 10:44 - جمعه هفدهم مهر 1388
![]() |
رفاقت به سبک تانک ------------------------------------- نوشته: داوود امیریان |
![]() |
خورشید شلمچه ------------------------------------- نوشته: سید علی بنی لوحی |
![]() |
اینک شوکران1 (شهید مدق به روایت همسر) ------------------------------------- نوشته: مریم برادران |
![]() |
خدا بود و دیگر هیچ نبود ------------------------------------- نوشته: شهید دکتر مصطفی چمران |
![]() |
دوره درهای بسته 2 (به روایت فاطمه ناهیدی)
------------------------------------- نوشته: مریم برادران |
![]() |
آسمان (بابایی به روایت همسر شهید)
------------------------------------- نوشته: علی مرج |
![]() |
حماسه یاسین
------------------------------------- نوشته: سید محمد انجوی نژاد |
![]() |
ریشه های تهاجم
------------------------------------- نوشته: فرهاد درویشی و گروه نویسندگان |
![]() |
زندانی فاو
------------------------------------- ترجمه:مهرداد آزاد |
![]() |
آقای شهردار
------------------------------------- نوشته:داود امیریان |
![]() |
آغاز تا پایان
------------------------------------- نوشته:محمد درودیان |
![]() |
خونین شهر تا خرمشهر
------------------------------------- نوشته:محمد درودیان |
![]() |
خرمشهر تا فاو ------------------------------------- نوشته:محمد درودیان |
![]() |
فاو تا شلمچه ------------------------------------- نوشته:محمد درودیان |
![]() |
شلمچه تا حلبچه ------------------------------------- نوشته:محمد درودیان |
![]() |
پایان جنگ ------------------------------------- نوشته:محمد درودیان |
![]() |
گنجینه آسمانی ------------------------------------- شهید سید مرتضی آوینی |
![]() |
تک آخر ------------------------------------- به انتخاب:احمد دهقان |
![]() |
مسافران ملک اعظم ------------------------------------- تالیف: سعید عاکف |
![]() |
کتابشناسی اسارت ------------------------------------- مسعود ده نمکی |
![]() |
زندگی در ارتفاعات ------------------------------------- محمد رضا مهراندیش |
![]() |
نسیم تقدیر ------------------------------------- سعید عاکف |
![]() |
بچه تهرون ------------------------------------- علی رضا اشتری |
![]() |
گاهی به آسمان نگاه کن ------------------------------------- سید مرتضی مفید نژاد |
![]() |
آن مرد ------------------------------------- محمد علی صمدی |
![]() |
ناجی کردستان ------------------------------------- محمد علی صمدی |
![]() |
کاک ناصر ------------------------------------- محمد علی صمدی |
![]() |
استاد عبدالحسین ------------------------------------- محمد علی صمدی |
![]() |
یل سیستان ------------------------------------- محمد علی صمدی |
![]() |
سردارخندان ------------------------------------- محمد علی صمدی |
![]() |
پیمان عشق ------------------------------------- محمد علی صمدی |
![]() |
علمدار آسمان ------------------------------------- محمد علی صمدی |
![]() |
اسطوره خدمت ------------------------------------- سید محمد باقر مهاجر |
![]() |
فیلم نگار اسارت ------------------------------------- مسعود ده نمکی |
![]() |
لبیک یا حسین ------------------------------------- واحد نشر موسسه شهید آوینی |
![]() |
اسارت و آزادگان به روایت تصویر ------------------------------------- مسعود ده نمکی |
![]() |
آرزوی وصال ------------------------------------- ابوالفضل طاهرخانی |
![]() |
پل ------------------------------------- مركز فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی |
![]() |
گنجینه آسمانی ------------------------------------- كانون فرهنگی و هنری ایثارگران |
![]() |
گذری به ديار عاشقان ------------------------------------- مهدی مشايخی |
![]() |
آتش در باران ------------------------------------- قنادان غلامعباس |
![]() |
گردان نیلوفر ------------------------------------- محمدرضا عارفی |
![]() |
پنجشنبه ------------------------------------- محمد نوری زاد |
![]() |
15 آیه ------------------------------------- سید علیرضا مهرداد |
![]() |
ما کربلایی هستیم ------------------------------------- محمد هادی رنگرزیان |
![]() |
نی نامه ------------------------------------- رضا اسماعیلی |
![]() |
امام(ره) در کلام شهدا ------------------------------------- بنیاد شهید انقلاب اسلامی |
![]() |
از هیرمند تا اروند ------------------------------------- کنگره بزرگداشت سرداران سیستان و بلوچستان |
![]() |
آژیر قرمز ------------------------------------- ابراهیم حسن بیگی |
![]() |
جهاد و شهادت ------------------------------------- شهید دکتر مصطفی چمران |
![]() |
در پرتو عشق ------------------------------------- مرکز فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی |
![]() |
پلاک و بازوبند ------------------------------------- امیر حسین انبارداران |
![]() |
پل ناتمام |
![]() |
پلهای خیبر ------------------------------------- مجيد پيري ،حسين اميريان |
![]() |
پهلوان سعيد ------------------------------------- موسسه فرهنگي هنري فكه |
![]() |
پوتین ------------------------------------- نيسني عبدالكريم |
![]() |
اخلاق معاشرت ------------------------------------- بوستان کتاب |
![]() |
جواد | 5:22 - شنبه یازدهم مهر 1388


بسم رب الشهداء و الصدیقین
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از دوست پرسیدم که بازگو داستان عشق را
بگفتا چه گویم که اول و آخرش درد است درد
گفتمش خبر از معشوق برایم بازگو
بگفتا که معشوق عاشق ترین است عاشق ترین
گفتمش عاشق که ؟
بگفتا عاشق رب العالمین
گفتمش از برایم معنا کن عشق را
بگفتا عشق یعنی از برای الله در خون غلتیدن
از برای مهدی فاطمه (عج) یار و یاور بودن
گفتمش از صاحب حرفی بزن
بگفتا او در انتظار یار است یار
گفتمش از غربتش برایم بازگو
بگفتا از غربتش همین بس که مظلوم تر از علی بن ابی طالب (ع)
گفتمش ما را هست نصیبی از دیدار آن مه رو ؟
بگفتا پاک کن دیده و وانگه سوی آن پاک نگر
چشم ناپاک کجا ؟ دیدن آن پاک کجا ؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جواد | 10:44 - یکشنبه پنجم مهر 1388
سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده ی شهید سید مرتضی آوینی در تاریخ 2/2/1372
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند ان شاالله این شهید را با پیغمبر محشور کند. من حقیقتا نمی دانم چطور می شود انسان احساساتش را در یک چنین مواقعی بیان و تعبیر کند؟ چون در دل انسان یک جور احساس نیست. در حادثه ی شهادتی مثل شهادت این شهید عزیز چندین احساس با هم هست. یکی احساس غم و تاسف است از نداشتن کسی مثل سید مرتضی آوینی. اما چندین احساس دیگرهم با این همراه است که تفکیک آنها از همدیگر و باز شناسی هریک و بیان کردن آنها کار بسیار مشکلی است.
به هر حال امیدواریم که خداوند متعال خودش به بازماندگانش به شما پدرشان، مادرشان، خانمشان، فرزندانشان. همه ی کسانشان به شما که بیشترین غم . سنگین ترین غصه را دارید تسلی ببخشد. چون جز با تسلی الهی دلی که چنین گوهری را از خودش جدا می بیند واقعا آرامش پیدا نمی کند. فقط خدای متعال باید تسلی بدهد و می دهد.
من با خانواده های شهدا زیاد نشست و برخاست کرده ام و می کنم. و از شرایط روحی آنان آگاهم. گاهی فقدان یک عزیز مصیبتی است که اگر مرگ او شهادت نبود تا ابد قابل تسلی نبود. اما خدای متعال در شهادت سری قرار داده که هم زخم است و هم مرهم و یک حالت تسلی و روشنایی به بازماندگان می دهد.
من خانواده ی شهیدی را دیدم که فقط همان یک پسر را داشتند و خدای متعال آن پسر را از آنان گرفته بود.(البته از این قبیل زیاد دیده ام. این یک نمونه اش.)
وقتی انسان عکس آن جوان را هنگامی که با پدرش خداحافظی می کردکه به جبهه برود می دید با خودش فکر می کرد که « اگر این جوان کشته شود پدر و مادرش تا ابد خون خواهند گریست.»
یعنی منظره این را نشان می داد. بستگی آن پدر و مادر به آن جوان از این منظره کاملاً مشخص بود (من آن عکس را دارم. آن را بعداً برای من آوردند. من هم آن عکس را قاب شده نگه داشته ام. این عکس حال مخصوصی دارد.)
اما خدای متعال به آن پدر و مادر آرامش و تسلایی بخشیده بود که خود پدرش به من گفت: «من فکر می کردم اگر این بچه کشته شود من خواهم مرد.» (یعنی همان احساسی را که من از مشاهده ی آن عکس داشتم ایشان با اظهاراتش تایید می کرد.)
می گفت: «ولی خدای متعال دل ما را آرام کرد.»
در این مورد هم همین است. یعنی وقتی شما می دانید که فرزندتان در پیشگاه خدای متعال در درجات عالی دارد پرواز می کند یعنی آن چیزی که همه ی عرفا و اهل سلوک و آن سرگشته های وادی های عشق و شور معنوی وعرفانی یک عمر به دنبالش گشته اند و دویده اند او با این فداکاری و این شهادت به دست آورده و رضوان و قرب الهی را درک کرده است خوشحال می شوید که فرزندتان به اینجا رسیده است.
امیدواریم که خداوند متعال درجات او را عالی کند. من با فرزند شما نشست و برخاست زیادی نداشتم. شاید سه جلسه که در آن سه جلسه هم ایشان هیچ صحبتی نکرده بود. من با ایشان خیلی کم هم صحبت شدم. منتها آن گفتارهای تلویزیونی را از سالها پیش می شنیدم و به آن ها علاقه داشتم. هر چند نمی دانستم که ایشان آنها را اجرا می کند. لکن در ایشان همواره نوری مشاهده می کردم. ایشان دو- سه مرتبه آمد اینجا و روبه روی من نشست. من یک نور و یک صفا و یک حالت روحانی در ایشان حس می کردم و همین جور هم بود. همین ها هم موجب می شود که انسان بتواند به این درجه ی رفیع شهادت برسد.
خداوند ان شاء الله دلهای داغدیده و غمگین شما را خودش تسلی بدهد. اگر ما به حوزه ی آن شهادت و شهید و خانواده ی شهید نزدیک می شویم برای خاطر خودمان است. بنده خودم احساس احتیاج می کنم. برای ما افتخار است که هر چه می توانیم به این حوزه ی شهادت و این شهید خودمان را نزدیک بکنیم.
چند روز پیش توفیق زیارت مقبره ی این شهید را پیدا کردیم. پنج شنبه ی گذشته رفتیم آنجا و قبر مطهر ایشان و آن همرزم و همراهشان –شهید یزدان پرست- را زیارت کردیم. ان شاءالله که خداوند درجاتشان را عالی کند و روز به روز برکات آن وجود با برکت را بیشتر کند. کارهایی که ایشان داشتند ان شاءالله نباید زمین بماند. ان شاالله برای روایت فتح یک فکر درست و حسابی شده است که ادامه پیدا کند.
نباید بگذارند که کارهای ایشان زمین بماند. این کارها، کارهای با ارزشی بود. ایشان معلوم می شود ظرفیت خیلی بالایی داشتند که این قدر کار و این همه را به خوبی انجام می دادند. مخصوصا این روایت فتح چیز خیلی مهمی است. شب هایی که پخش می شد من گوش می کردم. ظاهرا سه- چهار برنامه هم بیشتر اجرا نشد.
حالا یک مسئله این است که آن کاری را که ایشان کرده اند و حاضر و آماده است چگونه از آن بهره برداری بشود. یک مسئله هم این است که کار ادامه پیدا کند. آن روز که ما از این آقایان خواهش می کردیم و من اصرار می کردم که این روایت فتح ادامه پیدا کند درست نمی دانستم چگونه ادامه پیدا کند. بعد که برنامه ها اجرا شد دیدیم همین است. یعنی زنده کردن ارزش های دفاع مقدس در خاطرها. آن خاطره ها را یکی یکی از زبان ها بیرون کشیدن. و آنها را به تصویر کشیدن و آن فضای جنگ را بازآفرینی کردن. این کاری بود که ایشان داشت می کرد. و هر چه هم پیش می رفت بهتر می شد. یعنی پخته تر می شد. چون کار نشده ای بود. غیر از این بود که بروند در میدان جنگ و با رزمنده حرف بزنند. آن کار خیلی آسان تر بود. این کار هنری تر و دشوارتر و محتاج تلاش فکری و هنری بیشتری بود. اول ایشان شروع کرد و بعد کم کم بهتر و پخته تر شد. من حدس می زنم اگر ایشان زنده می ماند و ادامه می داد این کار خیلی اوج پیدا می کرد. حالا هم باید این برنامه دنبال شود. تازه در همین میدان هم منحصر نیست. یعنی بازآفرینی آن فضا از راه خاطره ها یکی از کارهاست. در باب جنگ و ادامه ی روایت فتح کارهای دیگری هم شاید بشود انجام داد. حیف است که این کار تعطیل شود. من خیلی خوشحال شدم از این که زیارتتان کردم.
جواد | 21:43 - شنبه چهارم مهر 1388
حدیث (1) امام رضا علیه السلام فرمودند:
تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوابه دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
(بحارالانوار،ج78،ص 347)
حدیث (2) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحتهکسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.
(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )
حدیث (3) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موتههمانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.
(مجمع الزوائد علامه هیثمى ، ج 9 ، ص 132)
حدیث (4) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائهما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی
(شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ، ج 16 ، ص 211)
حدیث (5) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوستلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند
حدیث (6) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهمبهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.
(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج 7، ص225)
حدیث (7) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل اللهاز دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا
(وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)
حدیث ( 8) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقةخدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.
حدیث ( 9) امام رضا علیه السلام فرمودند:
لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.هیچ بنده اى حقیقت ایمانش را کامل نمى کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبتها و بلاها.
(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )
حدیث (10) امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِرآن کسى که نفسش را محاسبه کند، سود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.
(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)
حدیث (11) امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود
حدیث (12) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
حدیث (13) امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمةهر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد
حدیث (14) امام حسین علیه السلام فرمودند:
أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّةهر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود
حدیث (15) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی ی مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد
حدیث (16) امام حسین علیه السلام فرمودند:
إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است
(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)
حدیث (17) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت
(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)
حدیث (18) امام حسین علیه السلام فرمودند:
أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند
حدیث (19) امام حسین علیه السلام فرمودند:
اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است
(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)
حدیث (20) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
انما یداق الله العباد فی الحساب یوم القیامة علی قدر ما اتاهم من العقول فی الدنیا
خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند
(اصول کافی ج 1 /ص 12)
جواد | 3:44 - پنجشنبه دوم مهر 1388


![]()
اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ما ،کیسه بدوش کو؟
رد پای پر خراش بی خروش کو؟ اون آقای خرقه پوش کو؟
کجاست اون آقا که پینه های دستاش مرهم دلای ما بود؟
نفس سبز نگاهش همیشه حلال مشکلای ما بود
می شه یک بار دیگه سر بزنه به خونه ما
بگیره نشونی از غربت بی نشونه ما
موهای آقا سپیده،جوونا کیسه رو از آقا بگیرین
قامت آقا خمیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین
جوونا آقا بشین،زنده کنین رسم جوون مردی رو امشب
یتیما منتظرن،زنده کنین شیوه شب گردی رو امشب
یتیما پشت درای خونشون منتظر آقا نشستن
گوش به زنگ تق تق ،یه جور صدای پا نشستن
موهای آقا سپیده،جوونا کیسه رو از آقا بگیرین
قامت آقا خمیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین
حیدر کرار نیم خانه نشینم ولی
جان به فدای جگر سوخته ات یا علی
دستای پینه بسته علی به همراه منه
خونه نشینیه علی آتیش به جونم می زنه
تو کوله بار شعر من اسم قشنگ علیه
قافیه تنگه دلم، از دل تنگه علیه
تو کوچه های غربتم نشونی از مولا می دن
اهل محل سلاممو جواب سر بالا می دن
به من می گن علی کیه علی امام عاشقاست
به من می گن علی کیه داغ دل شقایقاست
توی نجف یه خونه بود،که دیواراش کاه گلی بود
اسم صاحب اون خونه،مولای مردا علی بود
نصف شبا بلند می شد،یه کیسه داشت که بر می داشت
خرما و نون و خوردنی،هرچی که داشت تو اون می زاشت
راهی کوچه ها می شد ،تا یتیما رو سیر کنه
تا سفره خالی شون و پر از نون و پنیر کنه
شب تا سحر پرسه می زد، پس کوچه های کوفه رو
تا بوی بارون بکنه ،باغ های بی شکوفه رو
عبادت علی مگه می تونه غیرازاین باشه
باید مثل علی بشه،هرکی که اهل دین باشه
بعد از علی کی می تونه مرهم راز من بشه
درد دلم رو گوش کنه تا چاره ساز من باشه
![]()
جواد | 16:37 - دوشنبه شانزدهم شهریور 1388
امام صادق عليهالسلام فرمود: از جمله آنچه خدا بجناب موسى (ع) وحى فرمود و در تورات بر او نازل شد اين بود كه: همانا منم خدا كه جز من شايسته پرستشى نيست، مخلوق را آفريدم و نيكى را آفريدم و آن را به دست هر كه دوست داشتم جارى ساختم، خوشا به حال آنكه نيكى را بدست او (بر مخلوقم) جارى ساختم. منم خدا و شايان پرستشى جز من نيست، مخلوق را آفريدم و بدى را آفريدم و آنان را به دست كه اراده كردم جارى ساختم.
منبع : اصول کافی
جواد | 16:13 - جمعه سیزدهم شهریور 1388
اي نسيم سحر آرامگه يار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عيار کجاست
شب تار است و ره وادي ايمن در پيش
آتش طور کجا موعد ديدار کجاست
هر که آمد به جهان نقش خرابي دارد
در خرابات بگوييد که هشيار کجاست
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکتهها هست بسي محرم اسرار کجاست
هر سر موي مرا با تو هزاران کار است
ما کجاييم و ملامت گر بيکار کجاست 
بازپرسيد ز گيسوي شکن در شکنش
کاين دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
عقل ديوانه شد آن سلسله مشکين کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروي دلدار کجاست
ساقي و مطرب و مي جمله مهياست ولي
عيش بي يار مهيا نشود يار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بي خار کجاست


جواد | 4:2 - پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388
نگاهی گذرابه
گناهان کبیره
فصل اول
گناه و پیامدهای آن
گناه و تباهی دل
امام صادق علیه السّلام فرمود: پدرم می فرمود چیزی بیشتر از گناه دل را تباه نمی کند زیرا دل مرتکب گناه می شود و بر آن اصرار می ورزد تا وقتی که گناه بر دل چیره می شود و آن را وارونه می کند .(اصول کافی)
گناه و سیاهی دل
امام صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه شخصی گناه کند در دلش لکه سیاهی بوجود می آید پس اگر توبه کرد آن لکه پاک می شود و اگر بر گناهش بیفزاید آن سیاهی گسترش می یابد تا وقتی که بر دلش چیره می گردد و دیگر رستگار نمی شود (اصول کافی)
گناه و سلب توفیق نماز شب
مردی به حضور امیرمومنان علیعلیه السّلام شرفیاب شد و از آن حضرت پرسید نمی دانم چرا از نماز شب خواندن محرو هستم
حضرت به او فرمود:تو مردی هستی که گناهت تو را گرفتار و در بند کرده است (علل الشرایع)
تاثیر فوری گناه
امام صادق علیه السّلام فرمود: به راستی که شخص مرتکب گناهی می شود و بر اثر آن از نماز شب محروم می گردد. تاثیر گناه در صاحبش از تاثیر کارد در گوشت بیشتر است. (اصول کافی)
گناه و محرومیت از درگاه الهی
امام باقر علیه السّلام فرمود: همانا بنده از خدا حاجتی می خواهد که در نظر دارد دیر یا زود آن را برآورد ، آنگاه بنده گناهی مرتکب می شود و خدای متعال به فرشته می گوید: حاجتش را روا مکن و او را از آن محروم دار،چون که متعرض خشم من و سزاوار محرومیت از درگاه ما شد . (اصول کافی)
امیر مومنین علی علیه السّلام فرمود: گناه مانع اجابت دعا می شود. (غررالحکم)
گناهانی که دعا را باز می گردانند
امام سجاد علیه السّلام فمود: آن گناهانی که دعا را باز می گردانند عبارتند از: بد دلی و بد طینتی، نفاق با برادران ایمانی، باور نداشتن اجابت دعا، تاخیر نماز های واجب تا آنکه وقت آن بگذرد، نزدیک نشدن به خدای عزوجل بوسیله نیکی و صدقه، بدزبانی و فحش در گفتار . (معانی الاخبار )
منبع : کتاب نگاهی گذرا به گناهان کبیره
مولف : حمزه کریم خانی
جواد | 20:23 - سه شنبه دهم شهریور 1388
(حديث اول )
پدرم و جماعتى رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از محمد بن عيسى ، از شخصى نقل كرده اند كه وى گفت : حضرت ابو الحسن الرضا عليه السلام از خراسان بقچه اى برايم فرستادند كه در بين آن تربتى بود، به آورنده بقچه گفتم اين تربت چيست ؟
گفت : تربت قبر حضرت امام حسين عليه السلام است ، حضرت ابوالحسن الرضا عليه السلام جامه يا غير آن را وقتى به جائى مى فرستند حتما همراه آن تربت سيد الشهداء عليه السلام را قرار داده و مى فرمايند: اين تربت به اذن خدا امان و مجيب حفظ مال مى باشد.
(حديث دوم )
محمد بن جعفر رزاز، از محمد بن الحسين بن ابى الخطاب ، از موسى بن سعدان ، از عبد الله بن القاسم ، از حسين بن ابى العلاء، وى مى گويد:
از حضرت ابى عبد الله عليه السلام شنيدم كه مى فرمودند:
فرزندانتان را با تربت حسين عليه السلام تحفيك كنيد (يعنى تربت را به سقف دهانشان بماليد) زيرا تربت موجب امان و حفظ آنها است .
(حديث سوم )
پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از ايوب بن نوح ، از عبد الله بن مغيره نقل كرده كه وى گفت : ابو السيع براى ما، حديثى نقل كرد و گفت :
شخصى از حضرت ابا عبد الله عليه السلام سوال كرد و من مى شنيدم ، وى پرسيد: آيا از تربت قبر امام حسين عليه السلام بردارم و با آن طلب بركت كنم ؟
حضرت فرمودند: هيچ باكى نيست .
(حديث چهارم )
از پدرم ، از سعد، از احمد بن محمد بن عيسى ، از عباس بن موسى وراق ، از يونس ، از عيسى بن سليمان از محمد بن زياد، از عمه اش منقول است كه وى گفت :
از حضرت ابى عبد الله عليه السلام شنيدم كه مى فرمودند:
تربت حائرى كه حضرت امام حسين عليه السلام در آن هستند شفاء از هر دردى بوده و امان است از هر خوف و هراسى .
(حديث پنجم )
پدرم رحمة الله عليه ، از احمد بن ادريس ، و محمد بن يحيى ، از عمركى بن على بوفكى ، از يحيى كه در خدمت ابى جعفر ثانى بود، از عيسى بن سليمان ، از محمد بن مارد، از عمه اش وى گفت :
از حضرت ابى عبد الله عليه السلام شنيدم كه مى فرمودند:
بطور قطع و حتم در تربت حائرى كه در آن حضرت امام حسين عليه السلام مى باشد شفاء است از هر دردى و امان است از هر خوف و هراسى .
(حديث ششم )
محمد بن جعفر، از محمد بن الحسين ، از محمد بن اسماعيل ، از خيبرى ، از ابى ولاد، از ابى بكر حضرمى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السلام ، حضرت فرمودند:
اگر مريضى از اهل ايمان كه به حق حضرت ابى عبد الله عليه السلام ، حضرت فرمودند:
اگر مريضى از اهل ايمان كه به حق حضرت ابى عبد الله الحسين عليه السلام عارف و آگاه بوده و با حرمت و ولايتش آشنا است .
از تربت قبر حضرتش به مقدار سر ميل (ميل كحالى يا ميل جراحى ) بردارد و همان برايش دواء و شفاء مى باشد.
منبع : کامل الزیارات
جواد | 0:8 - سه شنبه دهم شهریور 1388
كيفيت خواندن نماز نزد قبر حضرت امام حسين عليه السلام
(حديث اول )
پدرم رحمة الله عليه و جماعتى از اساتيدم از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن خالد برقى و محمد بن عبد الله ، از پدرش عبد الله بن جعفر حميرى ، از ابى عبد الله برقى ، از جعفر بن ناجيه ، از حضرت ابى عبد الله عليه السلام ، حضرت فرمودند:
نزد سر قبر حضرت امام حسين عليه السلام نماز بگذار.
(حديث دوم )
پدرم رحمة الله عليه و على بن الحسن ، و جماعتى از اساتيدم ، از سعد بن عبد الله ، از موسى بن عمر و ايوب بن نوح از عبد الله بن مغيره از ابى اليسع وى مى گويد:
شخصى از حضرت ابا عبد الله عليه السلام سوال كرد و من مى شنيدم ، وى عرض كرد: هر گاه به زيارت قبر امام حسين عليه السلام رفتم هنگام نماز آيا قبر را قبله و مقابل خود قرار بدهم ؟
حضرت فرمودند:
از قبر فاصله بگير و دور شو.
(حديث سوم )
على بن الحسين رحمة الله عليه ، از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى نجران ، از يزيد بن اسحاق ، از حسن بن عطية ، از ابى عبد الله عليه السلام ، حضرت فرمودند:
هر گاه از سلام دادن به شهداء فارغ شدى به نزد قبر حضرت امام حسين عليه السلام برو و آن را در مقابل خود قرار بده سپس هر چه خواستى نماز بخوان .
(حديث چهارم )
على بن الحسين ، از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن فضال ، از على بن بن عقبه ، از عبيد الله بن على حلبى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السلام ، و مى گويد: محضر امام عليه السلام عرض كردم :
ما به زيارت قبر حضرت امام حسين عليه السلام مى رويم چگونه در آنجا نماز بخوانيم ؟
حضرت فرمودند:
پشت قبر نزد دو كتف و شانه هاى آن حضرت بايست سپس بر پيامبر صلى الله عليه و آله و امام حسين عليه السلام نماز بگذار.
(حديث پنجم )
محمد بن جعفر، از محمد بن الحسين ، از ايوب بن نوح ، و غيرش از عبد الله بن مغيره ، وى گفت :
ابواليسع براى ما نقل نقل نمود و گفت :
من مى شنيدم كه شخصى از حضرت ابا عبد الله عليه السلام راجع به غسل زيارت حضرت ابا عبد الله عليه السلام پرسيد و بعد عرضه داشت :
وقتى نماز مى گذارم آيا قبر آن حضرت را قبله قرار بدهم ؟
حضرت فرمودند:
از قبر دور شو و در ناحيه ديگر نماز بخوان .
عرض كرد: از گل قبر بردارم و به عنوان بركت نگه دارم ؟
حضرت فرمودند:
بلى يا فرمودند: اشكالى ندارد.
(حديث ششم )
محمد بن عبد الله بن جعفر از پدرش ، از على بن محمد بن سالم ، از محمد بن خالد، از عبد الله بن حماد بصرى ، از عبد الله بن عبد الرحمن اصم وى گفت :
هشام بن سالم برايم نقل كرد كه شخصى محضر مبارك امام صادق عليه السلام مشرف شد و به آن جناب عرض كرد:
اى پسر رسول خدا آيا پدر شما زيارت شود؟
حضرت فرمودند:
بلى و نزد قبرش نماز نيز خواند شود.
و حضرت افزودند:
نماز پشت قبر خوانده شود و نبايد بر آن تقدم جويند.
مترجم گويد:
مقصود اينست كه جلو قبر و مقدم بر امام عليه السلام نبايد نماز خواند.
منبع : کامل الزیازات
جواد | 6:52 - دوشنبه نهم شهریور 1388







